تبليغاتX
هویا مسیح
The LOVE high Way

باز در آن ظلمت شب ...

در میان نور فانوس ره یافتگان...

راهی را به امید رسیدن به نور و یکی شدنی زیبا و ما شدنی عظیم قدم می زنم

و حتما کسی را به همراه خواهم برد

چرا که :

" بی تو ای دوست در این جنگل سبز، من غم انگیز ترین پاییزم . "

آری حتما کسی را خواهم برد.

کسی که نه از جنس من بلکه از جنس نور باشد .

کسی را که دوست داشتنش عظیم و داشتنش نعمتی بس با برکت خواهد بود .

گاهی به رد پاهایی در گذشته نگاه می کنم  و  نگاهی گزرا به عقب

به همراهان گذشته که نه از جنس نور بلکه تاریک بودند که در نیمه راه جدا شدند.

دلم تنگ است....

هنوز به چند قدمی راه نرسیده ام که خسته ام .

 از رفتن مسیر های طولانی با وجود زیبایی هایش خسته ام .

کاش یادم می آمد چگونه شروع کردم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 19:56  توسط ماهی سیاه کوچولو |