تبليغاتX
هویا مسیح
The LOVE high Way
 


باز اون بالا نشستي به چيه من نگاه مي کني؟
به مبارزه  اي که شروع کردم ؟ به جنگي که با خودم را انداختم؟
يادته آخرين باري که برات نامه نوشتم و از ته قلبم برات  اشک ريختم کي بود؟
وقتي که معني واقعي عشق و بهم فهموندي !
خيلي شبا تا صبح برات زار زدم
، آره قبول دارم که تو آرومم مي کردي
قبول دارم اگر نبودي منم الان نبودم
يادمه صبر و خوبي و تو بهم ياد دادي
يادمه خيلي از سختي هامو با اميد به تو تحمل کردم
ولي خداي من ، خداي خوبم .....
يادت رفت بگي تا کي صبر کنم؟
يادت رفت بگي اين درد کهنه کي تموم مي شه؟
يادت رفت بگي عاشق واقعي شدم يا نه؟
يادت رفت بگي چه طور عاشق بشم اصلا عاشق شدم ؟
يادت رفت بگي چرا عاشقا معشوق نيستند؟
يادت رفت بگي عاشقا کي به معشوق مي رسن؟
يادت رفت بگي معشوق تو کيه؟
يادت رفت بگي اولين عاشق  تو کي بود؟
يادت رفت بگي عشق به تو چه جوري به وجود مي ياد؟
منم يادم رفت که عشق قديمي من، تجلي نور تو بود!!! 
يادم رفت بپرسم ،عشق من، کي مي بينمت؟ ....
تو ام یادت رفت بگی کی منو می بری پیشه خودت...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 1:6  توسط ماهی سیاه کوچولو |