![]() |
![]() |
|
| The LOVE high Way |
آخر این راه کجاست؟! از نرسیدن خسته شدم . وقتی هر روز این راه و با قدم های محکم میرم و به امید رسیدن به یه آخر زیبا جلو میری ولی نمی رسی همه زیباییا جلو چشمات زشت می شن، همه راهایی که تا حالا رفتی برات بی ارزش می شن و به این نتیجه می رسی که بیهوده... کاش تمام این بد بختی ها همه این سختی ها یه پایان خوبی داشته باشه اگه نه ...! چه قدر بیهوده ... وقتی تمام سعیتو برای برنده شدن می کنی ولی حتی شانسم باهات یار نیست یاد می گیری برای برد تلاش نکنی ... یاد میگیری اصلا تلاش نکنی... یاد میگیری هیچ راهی و شروع نکنی... یاد می گیری هر کاری می خوای بکنی به آخرش بیشتر از مسیر و طول راه فکر کنی ... یاد میگیری همش از یه چیزی بترسی؛ و این باورم هی عذابت بده که از هر چی می ترسی یه روز سرت میادا... من الان به اینجا رسیدم . جایی که انگار خدا هم رهام کرده... هیچ راه برگشت و هیچ توان جلو رفتن هم برام نمونده .... تو برو برو ازش بپرس بپرس فقط یه کلمه : تا کی......؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 12:2 توسط ماهی سیاه کوچولو |
|
|
هدیه تو به من دوباره عاشق شدنم بود....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 بهمن1386ساعت 12:41 توسط ماهی سیاه کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ماهی سیاه کوچولو به دنبال مسیح
|
| پیوندها |
|
اهوراییان مرد مصلوب مهدی مکارمی آوای عشق یک نمی دانم باورم کن چت بویز ایران جک کتاب امروز سرخ روح سرگردان فقیر امید |
|
RSS
|