![]() |
![]() |
|
| The LOVE high Way |
|
سلام ، سلام به تو و تو و تو ... سلام به همه کسایی که به وبلاگ من سر می زنن . به دعوت یکی از دوستانم من می خوام داستان کتاب خون شدنمو بنویسم . من کلا زیاد کتاب نمی خوونم ولی یه کتاب هستن که منو به طرف خودشون می کشونن . یا بر حسب نیازم من سراغ این کتاب ها می رم . حالا این که از کجا شروع شد بر می گرده به 5 ، 6 سال پیش که برای کنکور درس میخوندم من یه مدت کوتاه ولی پر رازو پیش دوست صمیمی و چندین سالم که هنوز هم با همیم برای کنکور درس می خوندم . با هم، کنار هم، 2 تایی با این که رشته هامو یکی نبود ؛ یه اتاق پر از کتاب داشتن که ما هر چند وقتی تو سر گرمی هامون می رفتیم سراغشون . یه شب که خوابمون نمی برد دوستم کتاب ماهی سیاه کوچولو بعد از مدتی که هنگ این کتاب بودم و شاید تو این مدت کتابای دیگه ایم خوندیم و من یاد نیست یه روز کتاب جاناتان مرغ دریای و ... و... و .... که منو یه مدت زیادی تو فکر برد کتاب های ساده ولی پیچیده با حجم کم ولی سنگین... تمام کتابایی که می خونم تو این رنجه و دوست دارم چند تا از کتابای کوئیلو و خلیل جبران و کتاب ببینید تا باور کنید نوشته وین دیر و صادق هدایت و و تا این اواخر کتاب راز و و خیلی کتابای دیگه که بیشترشو با دوستم می خوندیم یا به واسته اون ... غیر از این کتابا گاهی کتابای شعر، مقاله، صفحه هایی از کتاب دکتر شریعتی و ... با هم می خوندیم و تمام این علاقه ها تو اون مدت کم که دور از خونه بودم اتفاق افتاد . تا جایی که منو وادار به نوشتن می کنه در مورد هر چیزی بلاگ، داستان، خاطرات، عشق، زندگی، عرفان ... علاقه من به کتاب البته کتابای محدودی انقدر زیاد شده و ریشه داده که علاقه من جاهای دیگه هم خودشو نشون داد مثلا تو فیلم دیدن و سفر و ماجراجویی، آهنگ ، کوه و تا الان که انقدر آدم کنجکاوی شدم که دنبال خیلی چیزا می رم حتی چیزای خطرناک اینم از این شرو که انشاالله بی پایان باشه با تشکر از کژال و وبلاگ زیباش و دعوتش که با تاخیر انجام شد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 مهر1387ساعت 11:40 توسط ماهی سیاه کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ماهی سیاه کوچولو به دنبال مسیح
|
| پیوندها |
|
اهوراییان مرد مصلوب مهدی مکارمی آوای عشق یک نمی دانم باورم کن چت بویز ایران جک کتاب امروز سرخ روح سرگردان فقیر امید |
|
RSS
|